درگردش، در جریان، دایر، رایج، متداول
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cترافیک گردشی، ترافیک در جریان
جریان، گردش، گردش خون، جریان خون، انتشار، اشاعه، پراکندن، شیوع، رواج
جریان تحت فشار
گردش آزاد، جریان آزاد
گردشبار، جریان کالا
گردش ثقلی، جریان ثقلی
جریان آب، گردش آب
جریان تحت فشار
پیرامون، محیط، محیط دایره، پیرامون دایره
موقعیت، شرایط، اوضاع و احوال، چگونگی، پیشامد، رویداد، رخداد
شهرنشین، شهری، اهل شهر، تبعه، شهروند، اهل، رعیت
بازنشسته، شهروند سالخورده
همکاری شهروندان، تشریک مساعی شهروندان
شهر، مردم شهر، اهالی شهر
مرکز شهر