سیستم بازدارنده وسیله نقلیه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمحدود کردن، منحصر کردن، محدودیت ایجاد کردن، محدودیت قایل شدن، حد قایل شدن، مانع ایجاد کردن
محدود، کنترلشده، کوچک، محقر، (منطقه) تحت نظارت، (منطقه) کنترلشده، ممنوع، ممنوعه
منطقه محدود، محدوده
پارکینگ حاشیهای محدود
توضیح تکمیلی
(پارکینگ حاشیهای با محدودیت زمانی)
شرایط عملکردی محدود، شرایط بهرهبرداری محدود
حرکت محدود ترافیک
دسترسی محدود وسایل نقلیه
قابلیت دید محدود
ناحیه محدودشده، ناحیه ممنوعه، منطقه منع عبورومرور
محدودیت، تحدید، نظارت، کنترل، قیدوبند، مانع
محدودیت عرض سوارهرو
محدودیت اعتبار
محدودیت ارتفاع
محدودیت خط عبوری
محدودیت بارگذاری