مطالعه بارسنجی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lقرض، وام، قرضه، امانت دادن، عاریه دادن، وام دادن، قرض دادن
وام بلند مدت
وام کوتاه مدت
صندوق وام، بانک استقراضی
مؤسسه اعتباری
گروه فشار، گروه جلب رأی، گروه اعمال نفوذ، لابی، تالار ورودی، سرسرا، هال، نمایندگان را تحت فشار قرار دادن، بر تصمیم نمایندگان اعمال نفوذ کردن
محلی، موضعی، اهالی محل، اهل محل، قطار محلی، اتوبوس محلی (در آمریکا)
دسترسی محلی، راه دسترسی محلی
واحد اداری محلی
شبکه محلی (LAN) [انتقال دادهها]
مدیریت ترافیک محلی
اداره محلی
مرکز محلی
کنترل محلی
کنترلکننده محلی