مودم (کامپیوتر)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mمتوسط، متعادل، معتدل (آبوهوا)، مناسب، معقول (قیمت)، کم، مختصر (تغییر)، تعدیل کردن، متعادل کردن (مقدار، تقاضا)، کاهش دادن، پایین آوردن (قیمت)، ملایم کردن، آرام شدن، کم شدن
سرعت متوسط
آرامکننده، تعدیلکننده، کاهشکننده
جدید، معاصر، نوین، تازه، نو، امروزی، مدرن
مدرنسازی، مدرنیزه کردن، امروزی کردن
تغییر، تعدیل، اصلاح
اصلاح توسط پلیمر
چسبنده اصلاح شده
قیر اصلاح شده
اصلاحکننده
تغییر دادن، تعدیل کردن، اصلاح کردن، بهبود بخشیدن
پیمانهای، مدولی، بخش بخش، دارای قطعات مجزا، قطعهای، قطعاتی
روسازی قطعهای، روسازی مدولار
شکل مدولی، شکل قطعهای
مدولسازی، مدولاسیون، تعدیل، پیمونبندی (معماری)