محدودیت توقف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمحدودیت سرعت
محدودیت موقت
محدودیت ترافیکی، محدودیت عبورومرور
محدودیت (ممنوعیت) توقف (وسیله نقلیه)
محدودکننده، تحدیدی
تابلوی بازدارنده (محدودکننده)
سازمان تازه دادن، دوباره سازمان دادن، ساختار را تغییر دادن، دگرگون کردن
نتیجه، حاصل، اثر، فایده
برآیند، نتیجه
نیروی برآیند
از سرگیری، ادامه، شروع دوباره
از سرگیری بتنریزی
روکش کردن، رویهکاری مجدد
خردهفروشی، فروش جزیی، فروش، (مربوط به) خردهفروشی، به صورت جزیی، جزیی، جزیی فروخته شدن، جزیی فروختن، خردهفروشی کردن، نقل کردن، شرح دادن، بازگو کردن
توسعه منطقه تجاری