خردهفروشی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rمرکز خردهفروشی
شاخص قیمت خردهفروشی
تجارت خردهفروشی، بازرگانی خردهفروشی
خردهفروش
خردهفروش
حفظ کردن، نگهداشتن، به خاطر سپردن، سر کردن، مانع شدن
نسبت مانده روی الک، درصد مانده روی الک [سنگدانه]
وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حقالعمل دایمی
نگهدارنده، حایل، محفظ، حافظ
سازه حایل، سازه نگهدارنده
دیوار حایل (سازه)
دیورا حایل مسلح، دیوار نگهدارنده مسلح
کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن
کندگیرکننده [بتن]
کندگیرکننده [بتن]