ادعا، مطالبه، دعوی، طلب، درخواست، تقاضا، خسارت، ادعای خسارت (بیمه)، ادعا کردن، مدعی شدن، خواستن، طلب کردن، خسارت خواستن، ادعای خسارت کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cادعای بدهی، مطالبه بدهی
پرداخت خسارت
دایره حل اختلاف
پنس، گیره، بست، قید، بند، لای گیره گذاشتن، در قید گذاشتن، پنس زدن، بست زدن، بند زدن
قفل چرخ
گیرداری
گیرداری اتصالات
غرش رعد، رعد
دسته، گروه، طبقه، رتبه، رده، نوع، مقوله، طبقهبندی، ردهبندی
خاکستر بادی از نوع C [اصطلاح آمریکایی]
طبقه بندی تابلوها (علایم)
رده وسایل نقلیه، طبقهبندی وسایل نقلیه
ردهبندی، طبقهبندی، گروهبندی، دستهبندی، طبقه، رده، دسته
طبقهبندی (دستهبندی) راه
طبقهبندی خاک