نرخهای محلی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lتعمیر موضعی [راه]
راه محلی
راه برون شهری محلی
خدمات محلی، سرویس محلی
فقط خدمات محلی
محدودیت محلی سرعت
خیابان محلی
مالیات محلی، عوارض محلی
ترافیک محلی، عبورومرور محلی
موقعیت، محل، مکان، جا، محل وقوع (حادثه)، منطقه، ناحیه، حوالی، دور و بر
محدود به یک محل (منطقه) کردن، موضعی کردن، به یک موضع محدود کردن
روشنایی موضعی، نورپردازی موضعی
مکاننما، جانما
توضیح تکمیلی
(تجهیزاتی که برای راهنمایی هواپیما در کنار باند فرودگاه نصب میشود.)
جا پیدا کردن، جا مشخص کردن، پیدا کردن، ساختن، دایر کردن، بنا کردن، مستقر شدن، قرار گرفتن
تعیین جا، تعیین محل، ردیابی، جهتیابی، محل، مکان، جا، موقعیت