دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۲۶۰ مدخل · حرف L
پاک کردن فیلترها ×

موقعیت، محل، مکان، جا، محل وقوع (حادثه)، منطقه، ناحیه، حوالی، دور و بر

مکان‌نما، جانما

توضیح تکمیلی

(تجهیزاتی که برای راهنمایی هواپیما در کنار باند فرودگاه نصب می‌شود.)

جا پیدا کردن، جا مشخص کردن، پیدا کردن، ساختن، دایر کردن، بنا کردن، مستقر شدن، قرار گرفتن