شتابکاهی، کمکننده سرعت [وسیله نقلیه]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rکندگیرکننده (بتن، ملات، رنگ)
ماده (افزودنی) کندگیرکننده [بتن]
حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)
حوضچه حفاظت، حوضچه نگهداری
توان نگهداری، ظرفیت نگهداری
مشبک، شبکهدار، شبکهای، توری
شبکهبندی
زمانبندی دوباره، زمانسنجی مجدد، تنظیم دوباره زمان
زمانبندی مجدد سفر
شبکیه (چشم)
بازنشسته شدن، متقاعد شدن، عقبنشینی کردن، عقب نشستن، انزوا گزیدن، خلوت کردن
بازنشسته
لاستیک روکششده، لاستیک آجانداخته، آج انداختن، روکش کردن (لاستیک ماشین)
فرایند روکش مجدد [روسازی]
لاستیک روکش شده