سابزن، رنده [اصطلاح آمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pدستگاه ساب، پهنهسنج، رویهپیما
رندهکشی
تیغه رندهکشی
دستگاه رندهکشی، رنده
الوار، تخته، با الوار پوشاندن، با الوار فرش کردن
تابلوی چوبی
ساخت مرحلهای برنامهریزی شده
طراح، برنامهریز، مهندس شهرساز، طراح شهر
طراح شهری، شهرساز
طراح راه، برنامهریز راه
متخصص برنامهریزی شهری، طراح شهر
برنامهریزی، طراحی، شهرسازی
برنامهریزی شهری، شهرسازی، طراحی شهری
برنامهریزی جامع
برنامهریزی روستایی