تجدید [روسازی]
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rبازیابی دادهها، بازیابی اطلاعات
بازیافتن، پیدا کردن، بازیابی کردن، جبران کردن، اصلاح کردن
تقویت (ساختمان)
درخشش انعکاسی
چشم گربهای
بازتابش در مسیر پرتوی تابیدهشده
ضریب بازتابش
بازتابنده
مصالح بازتابدهنده، مصالح شبنما
صفحه بازتابنده
تابلوی بازتابنده، علامت بازتابنده
سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب میدهد.
برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفتوبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، اظهار داشتن، ابلاغ کردن، اعلام کردن
بازدهی اقتصادی
برگشت مالی، بازدهی مالی