قفلشدنی، قابل قفل شدن، قفلدار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lراهبند قفلشونده
چرخ قفل شده
کمد، گنجه، قفسه
قفسههای قفلدار مخصوص نگهداری بار، بخش امانات، محل سپردن چمدانها
قفل کردن، چفت کردن، کلید کردن، قفل شدن، کلید شدن
قفل شدن در لبه، چفت شدن در لبه
قفل شدن ترمز
قفل کردن درها، قفل شدن درها
حرکت، جابجایی، نیروی حرکت، قدرت جابجایی
(مربوط به) حرکت، (مربوط به) جابجایی، دارای نیروی حرکت، دارای قدرت جابجایی، محرکه، لوکوموتیو
اتاق، خانه، اتاقک، کلبه، لژ، جا دادن، منزل دادن، تسلیم کردن، دادن (شکایت، گزارش)، سپردن، گذاشتن (پول)، زندگی کردن، اتاق گرفتن، منزل گرفتن
فرجام خواستن در دادگاه
جا، منزل، خانه، محل، موضع، تسلیم، تقدیم، جا دادن، منزل دادن
مستأجر، اجارهنشین
محل استقرار (سکونت)، جا، منزل، خانه، مسکن