دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۲۶۰ مدخل · حرف L
پاک کردن فیلترها ×

(مربوط به) حرکت، (مربوط به) جابجایی، دارای نیروی حرکت، دارای قدرت جابجایی، محرکه، لوکوموتیو

اتاق، خانه، اتاقک، کلبه، لژ، جا دادن، منزل دادن، تسلیم کردن، دادن (شکایت، گزارش)، سپردن، گذاشتن (پول)، زندگی کردن، اتاق گرفتن، منزل گرفتن