صفحه نمایشگر، مونیتور، نمایشگر، دستگاه کنترل، بام نورگیر، بام فانوسی (معماری)، کنترل کردن، زیر نظر گرفتن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mکنترل، پایش، مراقبت، نظارت
کنترل خودکار وسیله نقلیه
کنترل نقص، کنترل خطا، کنترل خرابی
کنترل پارکینگ، پایش پارکینگ
کنترل مسیر، پایش مسیر
کنترل جریان ترافیک
کنترل ترافیک، نظارت بر ترافیک
سیستم کنترل و نظارت اتوبوس
سیستم کنترل ترافیک
تشعشع تکرنگ، تابش تکفام
رساله، تکنگاشت
تکسنگ، از سنگ یکپارچه، یکپارچه، یکدست
روسازی یکپارچه
هواپیمای تکبال
حق انحصاری، امتیاز انحصاری، حق استفاده انحصاری، کالای انحصاری، خدمات انحصاری