ارزیابی مجدد، ترمیم ارزش پول، ترقی، افزایش ارزش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rدرآمد، عایدی، درآمد دولت
درآمد پارکینگ
درآمد به ازای هر جایگاه
تمبر مالیاتی
انعکاس، بازتاب، بازگشت، طنین، پژواک، پیامد، نتیجه
عکس، صورت عکس، معکوس، نقض، ضد، خلاف، وارونه، تغییر
نقطه عطف، نقطه برگشت
مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)
پارک کردن با دنده عقب
قوس معکوس (نقشهبرداری)
دنده عقب
شیب معکوس
پیچهای معکوس
توضیح تکمیلی
(دو یا چند قوس افقی یا پیچ در یک جاده است که پیدرپی و به طور متناوب در جهات مخالف باشند.)
قابل برگشت، برگشتپذیر، قابل تغییر
تغییر شکل برگشتپذیر