دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

پیچ‌های معکوس

توضیح تکمیلی

(دو یا چند قوس افقی یا پیچ در یک جاده است که پی‌درپی و به طور متناوب در جهات مخالف باشند.)