انحراف ترافیک
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dمنحنیهای انحراف
انحراف ترافیک
خط سیر انحرافی، مسیر انحرافی
علامت مسیر انحرافی، تابلوی مسیر انحرافی
برگرداندن، منحرف کردن، عوض کردن (جهت مسیر)، تغییر دادن
ترافیک انحرافی
توضیح تکمیلی
(ترافیک عبوری در یک راه یا جاده است که از مسیر همیشگی منحرف شده باشد.)
خطالرأس، آب پخشان، مرز آبریزی (زهکشی)
تقسیم کردن، توزیع کردن، قسمت کردن، سرشکن کردن، بخش کردن، جدا کردن، سوا کردن، جدایی انداختن، منشعب شدن، چند شاخه شدن، تقسیم شدن، بخش شدن
سوارهروی تفکیک شده (مسیر رفتوبرگشتی جداگانه)، سوارهروی مجزا
راه با سوارهروی مجزا (مسیر رفتوبرگشت تفکیک شده)
راه با سوارهروهای جدا از هم، راه دارای مسیر رفت و برگشت مجزا [اصطلاح آمریکایی]
سوارهروی تفکیک شده
گذرگاه جدا شده و خطکشی شده عابر پیاده
مقسوم، بخشی، سود سهام، سود بستانکار، پاداش، پرداخت اضافی
تقسیم به دو سوارهرو