حوضچه تعادل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bحوضچه تعادل، مخزن تنظیم (سد)
شیبسنج ویژه تعیین سرعت ایمن در قوسهای افقی
ساچمه فولادی، گلوله فولادی
عمق سنج ساچمهای
شیر یک طرفه ساچمهای
شیر شناور کروی
رانش به وسیلهاتصال سیبکی
بلبرینگ ساچمهای، لولای ساچمهای
سر کروی شکل
شیر فلکه ساچمهای
روش ساچمه و حلقه
مفصل زانویی
بالاست، وزنه تعادل (در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
توضیح تکمیلی
(در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
ظرفیت پارسنگ گیری
محفظهی بار موازنه