پردازش الکترونیکی دادهها
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dپردازش یکپارچه دادهها، پردازش هماهنگ اطلاعات
بازیابی دادهها، بازیابی اطلاعات
برگه آمارگیری، برگه جمعآوری اطلاعات
منبع دادهها، منبع اطلاعات
سیستم دادههای رادیویی
ترمینال دادههای وسیله نقلیه، پایانه اطلاعات وسیله نقلیه
انتقال دادهها
انتقال سیار دادهها
انتقال دادهها از طریق امواج رادیویی
کانال انتقال دادهها
سیستم انتقال دادهها
واحد انتقال دادهها
تاریخ، زمان، عصر، عهد، روزگار، دوران، دوره، تاریخ گذاشتن روی، تاریخ زدن، تاریخ تعیینکردن، کهنه شدن، منسوخ شدن، از رواج افتادن
مهر تاریخ (کتابخانه)، مهر ابطال (تمبر پستی)
بلیط تاریخدار