نشانگر ارتفاعی، ابزار اندازهگیری ارتفاع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gوسیله کنترل ارتفاع [وسیله نقلیه]
حداکثر ابعاد یک وسیله نقلیه ریلی، میله کنترل ارتفاع بار (راهآهن)
درجه نشاندهنده میزان روغن
درجه نشاندهنده میزان بنزین
دستگاه اندازهگیری تغییر شکل نسبی، کرنشسنج
عرض خط (راهآهن)
فشارسنج باد لاستیک
فاصله بین چرخها
خط باریک راهآهن، خط کم عرض راهآهن
میزان شده، تراش خورده
سنجشگر، دستگاه سنجش اوزان و مقادیر با معیار رسمی
روزنامه رسمی
دنده، چرخدنده، دستگاه، لوازم، وسایل، تجهیزات، مکانیسم، سیستم
در دنده گذاشتن
دنده حرکت