بررسی اثر زیستمحیطی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iضربهگیر، کاهش دهنده ضربه [اصطلاح آمریکایی]
ضربهکاه ایمنی
ایجاد تراکم با ضربه، تراکم ضربهای
سورتمه ضربهای
مطالعه تأثیرگذاری
توضیح تکمیلی
(مطالعه تأثیر اجرای یک پروژه بر محیط زیست)
آزمایش برخورد [وسیله نقلیه]
سرعت برخورد
تضعیف کردن، صدمه زدن، لطمه زدن، آسیبرساندن، کاهش دادن، تحلیل بردن، از کار انداختن، خراب کردن، ضعیف کردن (بنیایی، شنوایی)
چشمانداز تخریب شده، دورنمای آسیبدیده
دید ناقص، دید ضعیف
تضعیف، تحلیل رفتن، کاهش، صدمه، نقص، لطمه، آسیب، آسیبدیدگی
نقص شنوایی، کاهش شنوایی
غیرقابل عبور، غیرقابل گذر
بنبست
مقاومت ظاهری، مقاومت مرکب، امپدانس، پاگیری (برق)