شیب منفی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nبیتوجهی، غفلت، قصور، اهمال، کوتاهی، مسامحه، بیتوجهی کردن، توجه نکردن، قصور کردن، کوتاهی کردن، مسامحه کردن، اعتنا نکردن، زیر پا گذاشتن (قانون، مقررات)، از دست دادن (فرصت)
قصور، کوتاهی، بیتوجهی، غفلت، سهلانگاری، مسامحه، بیدقتی، بیاحتیاطی
مذاکره کردن، گفتگو کردن، نقد کردن (چک)، فروختن، خریدن (سهام و ...)، واگذار کردن، انتقال دادن، فائق آمدن، غلبه کردن، به توافق رسیدن
قرارداد توافقی
مذاکره، گفتگو، عبور، غلبه، واگذاری، انتقال
مذاکره مسالمتآمیز، مذاکره دوستانه، مصالحه
همسایه، کناری، بغلدستی، هم نوع، رفتوآمد کردن، معاشرت کردن
ناحیه، منطقه، محل، محله، حول و حوش، حوالی، اطراف
نئون، (چراغ، لامپ) نئون
روشنایی نئون
تابلوی نئون
لامپ نئون
عصب، پی، رشته عصبی، شهامت، شجاعت، جرأت دادن، قوت قلب دادن
عصب شنوایی
کوفتگی عصبی، پریشانی عصبی، آشفتگی روانی