کار، مسؤولیت، تعهد، وظیفه، قول، ضمانت، تضمین
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uکم قیمت گذاشتن، زیر قیمت گفتن، کم بها دادن، ارزش کمی قایل شدن، دست کم گرفتن
زیررست، پاجوش، زیر گیاه
توضیح تکمیلی
(درختچه و گیاهانی که زیر درختان می رویند.)
بیانضباط، تربیت نشده، کنترل نشده، مهار نشده
دست نخورده، بدون تغییر، بدون مزاحمت، راحت، آرام، بدون نگرانی، بیدغدغه
نمونه دست نخورده
کامل، تمام، تمام و کمال، بیکم و کاست، تقسیم نشده، یکپارچه، متحد
سوارهروی غیر مجزا، سوارهروی تفکیک نشده، سوارهرو با مسیر رفت و برگشت تفکیک نشده
راه تفکیک نشده، راه با مسیر رفت و برگشت جدا نشده
موج زدن، پیچ و تاب خوردن، موجدار بودن، موجدار کردن، تابدار کردن، نوسان داشتن
شکل موجی، موجی شکل، نوسان
موجداری سطح، نوسان سطحی
موجدار شدن زمین
ناهموار، ناصاف، متفاوت، متغیر، نامنظم، مرتعش، (عدد) فرد
زمین ناهموار
تابلوی راه ناهموار