راننده محتاط
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wشستشو، شستن، شستنیها، لایه نازک رنگ، لایه آبرنگ رقیق، با خود بردن، با خود آوردن، شستن و بردن (در مورد سیل، امواج و ...) کندن، ایجاد کردن (گودال، شیار) قابل شستشو بودن
تخته موج شکن
واشر، پولک، شوینده، ماشین رختشویی
(دستگاه) شوینده پرفشار، (دستگاه) شوینده با فشار بالا
(دستگاه) شوینده کم فشار، (دستگاه) شوینده با فشار کم
(ماشین) شوینده راه
شیشهشور (وسیله نقلیه)
شستشو، شستن
شستشو با اسید
شستشو با الکل سفید
اتلاف، هدر رفتن ]حرارت[
بایر، لمیزرع، موات، زاید، بیمصرف، باطله، اتلاف، تضییع، اسراف، فضولات، ضایعات زباله، آشغال، زمین بایر، زمین بیحاصل، تلف کردن، هدر دادن، ضایع کردن، اسراف کردن
زباله انبوه، زباله جاگیر
پسماند غلیظ شده (فشرده شده)
ضایعات صنعتی، پساب صنعتی