مثل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mحرکت، جنبش، تکان، اشاره، اشاره کردن، راهنمایی کردن، هدایت کردن
حرکت دورهای
توضیح تکمیلی
(حرکتی که در دورههای زمانی ثابت تکرار میشود.)
بیحرکت، ساکن، آرام
برانگیختن، وادار کردن، انگیزه شدن، انگیزه بودن، علت شدن، موجب شدن، ترغیب کردن، تشویق کردن
انگیزش، انگیزه، ایجاد انگیزه
انگیزه، علت، دلیل، محرک، نمای تزیینی (معماری)
موتور، ماشین، موتوری، (مربوط به) وسایل نقلیه موتوری، حرکتی، ماشینسواری کردن، با ماشین آمدن، با ماشین رفتن
دوچرخه موتوری، موتورسیکلت سبک
موتوردار، موتوری، متحرک با موتور
چهارچرخه موتوردار
وسیله نقلیه موتوری دوچرخ
اتوبوس
اتوبوس
روغن موتور
گریدر موتوری