ضربآهنگ، ریتم، ضرب، وزن (شعر)، توازن، چرخه، نظم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rموزون، ریتمیک، آهنگین، ضربی، چرخهای، دورهای
پشتبند، تیرچه، تیرک، تویزه (معماری)، دنده، آج
قوس دندهای
میلگرد آجدار
دال دندهدار، دال تیرکدار (بتن مسلح)
لاستیک آجدار
تاق و تویزه
باریکه، نواره، نوار
توسعه شهری حاشیهای
توضیح تکمیلی
(توسعه شهری در امتداد رودخانهها یا راههای منشعب از شهر)
ثروتمند، پولدار، دارا، توانگر، باارزش، ارزشمند، سرشار، غنی، مقوی، مغذی، حاصلخیز، پربار
بتن پرمایه، بتن پر سیمان
آهک پرمایه، آهک خالص
مخلوط پرمایه (بتن، ملات)
ملات پرمایه
سواری، گردش سواره، راه مالرو، سوار بودن، سوار شدن، سوار اسب شدن، سوار دوچرخه شدن، سوار موتورسیکلت شدن، مسافرت کردن، رفتن، راندن، هدایت کردن (دوچرخه، اتومبیل)، سواره گذشتن، سواره عبور کردن، سواره پیمودن