خدمات درب به درب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dزمان سفر درب به درب
حملونقل درب به درب
در جلو (وسیله نقلیه)
در بازرسی، دریچه بازرسی
در عقب (وسیله نقلیه)
در، درب [خودرو]
قفل در
قفل کردن درها، قفل شدن درها
اثر داپلر
خوابگاه (مدرسه، دانشگاه)
حومه خوابگاهی
توضیح تکمیلی
(شهرک حومهای که ساکنان آن برای کار روزانه به شهر مجاور سفر میکنند.)
شهر محل سکونت (بریتانیا)
خانه سیار
حداکثر میزان قابل قبول، حداکثر اندازه مجاز
حداقل مقدار کشنده، حداقل میزان کشنده