رابط حلقهای
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lشمارش حلقه، شمارش لوپ
شناسایی توسط حلقه (شمارش ترافیک)
شناسگر حلقه القایی
شناسگر حلقه القایی
حسگر حلقهای
شبکه حلقوی، شبکه حلقهای [فاضلاب]
آزاد، ول، رها، گشاد، ضعیف، سست، نامنسجم، باز کردن، آزاد کردن، شل کردن
وزن مخصوص ظاهری در حالت غیر متراکم
تابلوی خطر پرتاب شن و سنگریزه
پاکسازی شیروانی، ریزشبرداری، برداشتن خاک و سنگ سست [شیبها]
خاک نرم (سست)
سست کردن، نرم کردن [خاک]
شل شدن [سنگ]
شل شدن سنگ، لق شدن سنگ
هرس کردن، بریدن، زدن (شاخه)