سرپیچی کردن از قانون، نقض قانون
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bروراندگی تاقدیسی
جدا کردن
هجوم آوردن
باز کردن لوله حفاری
اتصال شکستنی [تیر روشنایی]
تیرک شکستپذیر
پایه زودشکن، پایه شکستنی
توضیح تکمیلی
(پایه تابلو یا چرغ که به گونهای طراحی شده که در اثر برخورد وسیله نقلیه با آن شکسته یا خم میشود.)
خرابی، از کارافتادگی، نقص، قطع، ریز اقلام، صورت جزییات، تهنشینی (مواد معلق در دوغاب)
برآورد ریز هزینه
وسیله نقلیه ای که برای یدک کشیدن وسایل نقلیه از کار افتاده مورد استفاده قرار میگیرد.)
توضیح تکمیلی
وسیله نقلیه ای که برای یدک کشیدن وسایل نقلیه از کار افتاده مورد استفاده قرار میگیرد.)
کنار کشیدن وسایل نقلیه خراب از راه، باز کردن راه (بعد از تصادف)
غلتک زدن اولیه، تراکم اولیه (آسفالت گرم)
خدمات تعمیر وسیله نقلیه
تعمیرگاه
تابلوی تعمیرگاه