راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cبستن، انسداد [حفره]
انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه
انسداد دسترسی، بستن دسترسی
بسته بودن خط عبوری
انسداد راه، بسته شدن راه
اخطار بسته بودن (راه)
لباس، پوشش، جامه
لباس کار
قوس کلوتوئید
ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن
ابر طوفانزا
توضیح تکمیلی
ابری که منجر به رعد و برق و صاعقه میشود
تقاطع غیرهمسطح شبدری [اصطلاح آمریکایی]
تقاطع شبدری
تقاطع شبدری، چهارراه شبدری
کپه، دسته، انبوه