تنفس، نفس، دم
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bآزمایش تنفس، تست الکل، تست بازدم
دستگاه تست بازدم (تستر الکل)
وسیلهای برای سنجش میزان الکل در خون، دمسنج
آزمایش تنفس، تست الکل، تست بازدم
هواکش، وقت استراحت، تنفس
نفس کش
برش
در پوش سر لوله جداری
آجر، خشت پخته
پل قوسی آجری
آجر فروش
ریزش پلی
پل آبرسان، پل برای عبور آب
توضیح تکمیلی
(پلی که روی آن مجرا یا لوله آبرسانی وجود دارد)
کمان پل، قوس پل
پل قوسی (هلالی)