وسایل نقلیه دارای شاسی یکتکه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rنهر، جوی
لبه، دوره، حاشیه، کناره، زهوار، دیواره، طوقه (چرخ)، لبهدار کردن، حاشیه کشیدن دور چیزی
یخبست، برفک، شبنم یخزده
حلقه، انگشتر، گروه، محفل، دایره، شبکه، دسته، زنگ، طنین، حلقه زدن، احاطه کردن، زنگ زدن، صدا کردن، به صدا در آوردن، تلفن کردن، تلفن زدن
آزمایش حلقه و گلوله
حلقه پیستون، رینگ پیستون
تیر حلقه
راه کمربندی، جاده کمربندی
راه کمربندی داخلی
راه کمربندی خارجی
شبکه حلقهای (توزیع آب) [شبکه آبرسانی]
شکافتن، بریدن، پاره شدن، شخم زدن
قابلیت برش، قابلیت شخم زدن
ماشین شخمزن، ریپر، خیش
(عمل) کندن، (عمل) شخم زدن