موج خفیف، موج ملایم، ناصافی، موج، موج زدن، مواج بودن، موجدار شدن، چیندار شدن، موجدار کردن، موج انداختن، چین انداختن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rپوشش سنگریزه، پوشش سنگچین (خاکریز)
خیز (قوس، تاق)، قد پا (پله)، صعود، منشأ، سرچشمه، ظهور، پیدایش، ترقی، ارتقا، افزایش، سربالایی، تپه، اضافه حقوق، بالا رفتن، افزایش پیدا کردن، رو به افزایش بودن، شدت یافتن، بلند شدن، پراکنده شدن، ترقی کردن، پیشرفت کردن، سربالایی رفتن، شیب پیدا کردن
خیز قوس، خیز تاق
پیشانی پله، لوله بالارو، لوله قائم
طغیان، قیام، افزایش (درجه حرارت، قیمت و ...)، بالا آمدن (رودخانه)، خیز، خیزش، رو به افزایش، فزاینده
زمین شیبدار
راهبند بالارونده
طغیان آب، بالا آمدن سطح آب (رودخانه)
طغیان، سیل
خطر، ریسک، مخاطره، احتمال خطر، امکان خطر، زیان، ضرر، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن
تحلیل ریسک ـ منفعت
خطر تصادف، احتمال خطر تصادف، ریسک تصادف
خطر آتشسوزی، ریسک آتشسوزی
سطح ریسک، میزان خطر احتمالی
ریسک واقعی، ریسک عینی