مسافر قطار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۸۱ مدخل · حرف Tقطار (اسباببازی)
توضیح تکمیلی
قطاری که طراحی و ساخت آن به گونهای است که به صورت یک واحد عمل میکند.
ایستگاه قطار
بلیط قطار
کارآموز
تربیت، تعلیم، آموزش، کارآموزی
آموزش رانندگی
آموزش تکمیلی
فعالیت آموزشی، کار آموزشی
مسؤول آموزش
دانشسرا
سرپرست آموزش
مسیر آموزش جادهای
دیوار هادی (سازههای آبی)
تراموا، واگن برقی
تراموا، واگن برقی