عرشه پایینی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lبال پایینی
لایه زیرین
حد پایینی
دال پایینی [تیر حمّال جعبهای]
حرف کوچک (در الفبا)
جدول کمارتفاع، جدول کوتاه
وسیله نقلیهای که فاصله آن با سطح زمین کم باشد
پایین آوردن، پایین آمدن، کم کردن، کم شدن
کم کردن (کاهش) سرعت
پایین آمدن سطح آب، پایین آمدن سطح سفره آب
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
زمین پَست، دشت
روغن، گریس
روغنکاری، گریسکاری، چرب کردن، روغنکاری کردن، لیز کردن
بار، اساب سفر، چمدانها، باروبنه