دنده یک، دنده حرکت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gدنده جلو
توی دنده، آماده حرکت
دنده خلاص
دنده عقب
دستگاه هدایت (اتومبیل، هواپیما و ...)، رانشافزار
با دنده سنگین برانی
دسته دنده
چرخ دنده
جعبه دنده، گیربکس
جعبه دنده خودکار
گیربکس پنج دنده
ژل، ژلاتین
کروماتوگرافی نفوذ ژل
عمومی، همگانی، عام، عموم، عامه، همه، کلی، جامع، سراسری، فراگیر، دایمی، معمولی، عادی
دادستان کل، وزیر دادگستری [اصطلاح آمریکایی]