دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۴۳۵ مدخل · حرف N
پاک کردن فیلترها ×

تور، توری، شبکه، خالص، ویژه، نهایی، سود خالص بردن، سود خالص داشتن، سود کردن، سود به دست آوردن، سود به همراه آوردن، تور انداختن، به دام انداختن

ارزش خالص فعلی

توضیح تکمیلی

(ارزشی که بر اثر کسر ارزش تنزیل شده هزینه‌های مورد انتظار یک سرمایه‌گذاری از ارزش تنزیل شده بازده‌های مورد انتظار به دست می‌آید.)