ناهمواری، ناصافی، بینظمی، نامرتبی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uغیرمنصفانه، غیر عادلانه، نادرست، بیانصاف، مغرض
رقابت ناسالم، رقابت ناعادلانه
باز کردن کمربند ایمنی
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ (راهبند)
مصالح دانهبندی نشده (در هم)
بدون مستحفظ، بدون محافظ، بدون نگهبان، حساب نشده، نسنجیده، بیملاحظه
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ
بیمارگونه، مریض، ناسالم، نابسامان، بحرانی، مضر، بیماریزا، خطرناک، وخیم
اسکان غیر بهداشتی، اسکان نابسامان
یکنواخت، یکدست، هماهنگ، همانند، هم شکل
جریان یکنواخت [آب]
مجموعه قوانین هماهنگ وسایل نقلیه، آییننامه هماهنگ وسایل نقلیه
یکنواختی، یکدستی، همانندی، هماهنگی، همسانی، هم شکلی، یکپارچگی
یکنواختی روشنایی
نسبت یکنواختی [روشنایی]