هدایت گرویه (مشترک)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cریزش، خرابی، فروریزی، ویرانی (ساختمان)، افت، شکست (قیمت)، فرو ریختن، ویران شدن، خراب شدن (ساختمان و ...)، کج شدن، خمیدن (تیرآهن، میله)، پایین آمدن (قیمت)، جمع کردن، تا کردن
بار فروریزش، بار فروریختگی، بار تخریب، بار ویرانی
افت قیمتها، کاهش قیمتها
راهبند تاشو
تابلوی تاشو، تابلوی جمعشدنی
پایه تاشو
جمعآوری، گردآوری، دریات، وصول، اخذ (مالیات یا عوارض)، مجموعه، کلکسیون، توده، انبوه، اعانه، کمک مالی
جمعآوری دادههای (اطلاعات) تصادف
اخذ کرایه به صورت خودکار (حملونقل)
گردآوری دادهها، جمعآوری دادهها، مجموعه دادهها
اخذ الکترونیکی عوارض
اخذ (وصول) کرایه (حملونقل)
انباشت کالا، گردآوری کالا
جمعآوری زباله
اخذ عوارض