تجهیزات علامتدهی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sتابلوی راهنما، تابلوی جهتنما، مسافتشمار (راهنمایی و رانندگی)، نشان، علامت، نشانه، مجهز به تابلوی جهتنما کردن، تابلوی مسافتشمار نصب کردن (راهنمایی و رانندگی)، به روشنی مشخص کردن، به روشنی نشان دادن
علامتگذاری شده، تابلوگذاری شده
جاده علامتگذاری شده، راه دارای تابلوها و علایم راهنمایی
مسیر علامتگذاری شده، مسیر تابلوگذاری شده
تغییر تابلوها، اصلاح تابلوها
طبقهبندی تابلوها (علایم)
نصب تابلوها
تابلوهای متفرقه
تعدد تابلوها، کثرت علایم، ازدیاد تابلوها
قابلیت حل شدن، قابلیت حل، قابلیت انحلال، انحلالپذیری
منبع اگزوز، صدا خفهکن، صداگیر
صدا خفهکن اگزوز، منبع اگزوز
دوده سیلیکا
سیلیکات
سیلیکات سدیم