دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۸۱ مدخل · حرف T
پاک کردن فیلترها ×

حمل‌ونقل، ترابری، حمل، نقل و انتقال، وسیله حمل‌ونقل، وسیله نقلیه، منتقل کردن، انتقال دادن، جابجا کردن، حمل کردن، بردن، نقل و انتقال دادن

حمل‌ونقل یک وسیله نقلیه باری (کامیون) به طور کامل همراه با راننده توسط یک یا دو مد حمل‌ونقلی دیگر (راه‌آهن، کشتی)

حمل‌ونقل ترکیبی، حمل‌ونقل مرکب

توضیح تکمیلی

(نوعی حمل‌ونقل که بخش عمده سفر توسط یک مد حمل‌ونقل و بخش ابتدایی یا انتهایی سفر توسط مد دیگر انجام می‌شود.)