جمعآوری دادههای (اطلاعات) ترافیکی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cجمعآوری آب
کامیون بارکش
کامیون دارای قسمت بار قابل اتصال
جمعی، گروهی، اشتراکی، دستهجمعی، همگانی
تاکسی جمعی، تاکسی گروهی
حملونقل همگانی
حملونقل همگانی برونشهری
ارزش جمعی، ارزش گروهی
اشتراک، حالت گروهی یا اشتراکی، همگان، عموم مردم
تحصیلدار، مأمور وصول، مأمور دارایی، کلکسیونر، جمعکننده، مأمور بلیط (در راهآهن و ...)
راه جمعکننده و پخشکننده
جمعآوری کننده دادهها
مأمور وصول مالیات، تحصیلدار مالیات
جمعکننده، زهکش، جوی زهکش
راه جمعکننده
توضیح تکمیلی
(راهی که دسترسی از راههای اختصاصی به سیستم راه ارتباطی اصلی را فراهم مینماید.)