پرداخت، صیقلیکاری، صیقلی شدن، صیقلی کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pصیقلی شدن تسریع شده
مقاومت در برابر صیقلی شدن
آزمایش صیقلی شدن تسریع شده، آزمایش پرداخت تسریع شده
سیاسی، مدنی، (مربوط به) سیاست، اهل سیاست
عوامل سیاسی
نظرسنجی، نظرخواهی، سنجش افکار، رأیگیری، انتخابات، شمارش آرا، به دست آوردن، کسب کردن، آوردن (رأی)، نظر خواهی کردن، نظرسنجی کردن
نظرسنجی، نظرخواهی، سنجش افکار
مالیات سرانه
آلاینده، آلودهکننده
آلاینده هوا
آلاینده خطرناک
غلظت آلاینده
بار آلاینده
هوای آلوده
آلوده کردن، آلوده