دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۵۶۹ مدخل · حرف B
پاک کردن فیلترها ×

سطل، دلو، جام (بیل مکانیکی و لودر)، منحنی پای سرریز (برای گرفتن ضربه آب)، خروجی آب در توربین، قوس پیوند

بودجه، حساب دخل و خرج، هزینه، بودجه تنظیم کردن، بودجه‌بندی کردن، پس‌انداز کردن، پول کنار گذاشتن، منظور کردن، در نظر گرفتن (بودجه)

بخشی از حافظه (RAM) که برای ذخیره‌سازی موقت داده‌هایی که در انتظار ارسال به اجزای دیگر کامپیوتر می‌باشند، به کار می‌رود.)