خیابان جمعکننده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cدانشکده، مدرسه عالی، کالج، مجمع، انجمن، هیأت، شورا
مدرسه فنی، کالج فنی
دانشسرا
برخورد کردن (دو خودرو)، تصادف کردن، به هم خوردن، تصادم کردن، در تضاد بودن، مغایر هم بودن
شیست زغالسنگی، شیست کانی
برخورد، تصادف، تصادم، درگیری، اختلاف، تضاد
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
برخورد رو در رو، تصادف شاخ به شاخ
برخورد زنجیروار، تصادف زنجیرهای
برخورد از عقب، برخورد جلو به عقب
برخورد از عقب، تصادف از عقب
برخورد از پهلو، تصادف کناری، برخورد جانبی
منطقه وقوع تصادف، منطقه وقوع برخورد
سرعت تصادف، سرعت برخورد
محل وقوع تصادف