منطقه شهرنشین شده، منطقه شهری شده
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aمنطقه بدرقه و سواری
توضیح تکمیلی
(منطقهای است که درآن یک فرد معمولاً به وسیله شخص دیگری با یک وسیله نقلیه شخصی به ایستگاه نوعی از وسایل نقلیه همگان برده میشود تا از آنجا به بقیه سفر خود با آن وسیله نقلیه همگانی ادامه دهد. عموماً فضاهایی به این منظور در مجاورت ایستگاه وسایل نقلیه عمومی اختصاص داده میشود.)
منطقه محصور در خشکی (بدون دسترسی به دریا)
منطقه محوطهسازی شده، منطقه منظرآرایی شده
منطقه روشن
منطقه بارگیری
منطقه کم تراکم شهری
منطقه کم تراکم
منطقه توسعهنیافته (کم توسعه یافته)، منطقه کمدرآمد
حوزه شهری، محدوده شهری، منطقه شهری
منطقه ساخته نشده
منطقه کنترل سروصدا
توضیح تکمیلی
(محدودیت سروصدا)
فضای بیرونی
منطقه پارکینگ، فضای پارکینگ، محوطه توقف
منطقه مخصوص عابر پیاده
محوطه تفریح (تفریحگاه)، منطقه پیکنیک، تفرجگاه