وظیفه رانندگی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dآزمون رانندگی
آموزش رانندگی
چرخ محرک
باران ریز، نمنم باران، نرمباران، نمنم باریدن، بارانریز، باریدن
پهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین
توضیح تکمیلی
پَهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین به اشیاء پرندهٔ هدایتپذیر از راه دور گفته میشود. هواپیماهای بدون سرنشین در ایران به «پهپاد» شهرت دارند که از حروف اول «پرنده هدایت پذیر از راه دور» گرفته شدهاست.
قطره، چکه، ذره، افت، کاهش، تنزل، سقوط، چکه کردن، چکیدن، افتادن، تنزل یافتن، کاهش دادن، کم کردن، کاهش یافتن، تنزل کردن
مصالح پاششی، مصالح پاشیدنی [خطکشی]
افت ولتاژ
قوس ملایم، قوس کمخیز
افت قیمتها
قطره، چکه
جدول کوتاه، جدول همسطح
دسترسی از محل جدول کوتاه [پیادهرو]
دسترسی به ورودی ملک از محل جدول کوتاه، دسترسی به مسیر فرعی (جاده اختصاصی) از محل جدول کوتاه
راه مالرو، گله، رمه