دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۸۳۱ مدخل · حرف C
پاک کردن فیلترها ×

ترکیب کردن، تلفیق کردن، همراه کردن، به هم پیوستن، یکی شدن، ملحق شدن

بلیط مرکب

توضیح تکمیلی

بلیط مرکب (به عنوان مثال، بلیطی که هم برای سوار شدن به قطار و هم برای سوار شدن به اتوبوس و ... قابل استفاده باشد.)

حمل‌ونقل ترکیبی، حمل‌ونقل مرکب

توضیح تکمیلی

(نوعی حمل‌ونقل که بخش عمده سفر توسط یک مد حمل‌ونقل و بخش ابتدایی یا انتهایی سفر توسط مد دیگر انجام می‌شود.)

سند حمل‌ونقل مرکب (ترکیبی)

توضیح تکمیلی

(سندی که نشان‌دهنده قرارداد حمل بار به وسیله مدهای مختلف حمل‌ونقل می‌باشد.)

راحتی، آسایش، ‌رفاه، ‌مایه آرامش، وسیله آرامش، دلداری دادن، آرامش دادن، تسکین دادن