خوابآلودگی، سستی، رخوت، بیحالی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dدارو، دوا، ماده مخدر
طبل، بشکه، استوانه، غلتک
کاسه ترمز
غلتک متراکمکننده
استوانه خشککن، محفظه خشککن
ترمز کاسهای
مخلوطکن و خشککن گردان، همزن و خشککن استوانهای
راننده مست
رانندگی در حین مستی
مستی، مشروبخواری، عرقخوری
خشک، کم باران، پژمرده، پلاسیده، بیروح، خستهکنده
جریان هوای خشک
ماکادام متراکم خشک، ماکادام خشک
تراکم خشک
وزن مخصوص خشک