مدرسه فنی و مهندسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pپلییورتان
کلرید پلیوینیل
حوض، حوضچه، برکه، آبگیر، استخر
برکه، آبگیر، حوضچه، تالاب، استخر، صندوق مشترک، سرمایه مشترک، دارایی مشترک، مشترک، جمعی، عمومی، گروه، تیم
چند سرنشینی، خودروی مشترک، همپیمایی، به نوبت سوار اتومبیلهای یکدیگر شدن
استخر شنا
یکپارچه کردن، اشتراکی کردن، ادغام کردن
چند سرنشینی، استفاده مشترک از خودرو، همپیمایی، به نوبت سوار اتومبیلهای یکدیگر شدن
فقیر، بیچیز، بیچاره، کم، اندک، ضعیف، بد، نامساعد، ناتوان، کمتجربه
مسیر نامناسب
زمین نامناسب
قابلیت دید کم (نامناسب)
چراغهای راهنمایی ویژه اشخاص کمبینا
فرد کمبینا
توضیح تکمیلی
(دارای مشکل بینایی)
بیرون پریدگی سنگدانه