مانکن، مدل، آدمک (مصنوعی)، بدل، بدلی، ساختگی، مصنوعی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dدرز شیاری (بتن)
بار فرضی، بار مجازی
مرحله مجازی، مرحله کاذب
تخلیه کنترلشده
زبالهدانی عمومی
تخلیه زباله
آشغالدانی، نوده زباله، در زبالهدانی ریختن، بیرون ریختن (زباله)، خالی کردن، تلنبار کردن
کامیون کمپرسی
کامیون حمل زباله، دامپر، کمپرسی، زبالهکش
ترازیاب یکپارچه، ترازیاب ساده (نقشهبرداری)
توده شن، تپه شنی، تلماسه، ریگ روان
ماسه بادی
همانند، مشابه، دوتایی، دوقسمتی، مضاعف، در دو نسخه، دو نسخه کردن، تکثیر کردن، نسخهبرداری کردن، کپی کردن، رونوشت برداشتن از
چراغهای راهنمایی دوتایی
نسخهبرداری، دو نسخه کردن، تکثیر کردن، کپی کردن، کپی، نسخه دوم، رونوشت