اردو، مقر اردوگاه موقت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cرئیس اردوگاه حفاری
عملیات، اقدامات، فعالیتها، اقدام کردن، در عملیات شرکت کردن
فعالیت آگاهسازی
فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمانیافته به منظور پیشگیری
فعالیت سازمانیافته برای ایمنسازی راه
فعالیت سازمان یافته [به منظور اطلاعرسانی]
مبارزه با الکلیسم، اقدام بر ضد الکلیسم
محوطه مخصوص اردو (کمپینگ)
اردوگاه، کمپینگ
محور بادامک، میل سوپاپ
کانال، آبراهه، آبگذر، نهر
کانال تغذیه
کانالسازی، احداث جوی، آبراههسازی، شبکه آبراههها، شبکه کانالها
لغو، فسخ، ابطال، حذف
سرطان